ارس

متن مرتبط با «تب و لرز در اوایل بارداری» در سایت ارس نوشته شده است

گزارشی از هوشنگ چالنگی

  • نیلوبلاگ

    هوشنگ چالنگی در این مقاله تلاش کرده‌ایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «هوشنگ چالنگی» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. در مرگ غریب؛ در زندگی غریب....

    ادامه مطلب
  • آنچه باید درباره بهار بدانید

  • نیلوبلاگ

    بهار موضوع «بهار» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی می‌کنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. تکرار اسمدر غیبتحضور می‌شود!...

    ادامه مطلب
  • روایت تازه از رفیقِ شهید

  • نیلوبلاگ

    رفیقِ شهید در ادامه این مطلب، مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده درباره «رفیقِ شهید» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. رفیق، شهید است؛ همه‌ی زندگی ما، جست‌وجویی‌ست برای شهادت؛ که شاهدی داشته باشیم برای زمانی که از دست می‌رود. باید کسی باشد که شاهد روزهای ما باشد؛ لحظه‌هایی که مثل آبِ بر کفِ دست، می‌چکند و گم می‌شوند. رفیق، یقین است. که شک...

    ادامه مطلب
  • جهان، جنگ است؛ روایت کامل

  • نیلوبلاگ

    جهان، جنگ است اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «جهان، جنگ است» مطلع شوید، این گزارش مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. جهان، جنگ است؛ جنگ را باید آموخت؛ ولی حق‌به‌جانب نباید بود؛ چه موقع زدن و چه موقع خوردن، باید در عمق وجدانمان آگاه باشیم که تمام حق با ما نیست؛ بخشی از حق همیشه با دیگری است؛ جهان، جنگ است. ما برای زدن می‌ر...

    ادامه مطلب
  • داوود

  • نیلوبلاگ

    داوود به خدا گفت مرا ببخش! امّا خدا داوود را نبخشید تا زمانی که از او انتقام سختی گرفت؛ انتقامی بزرگتر از گناه داوود. آنگاه خشم خدا فروکش کرد. داوود را بخشید و کشت و محبت خود را به نسل او برگرداند.(روایت داوود) بخوانید...

    ادامه مطلب
  • در زبان زیستم

  • نیلوبلاگ

    چرا آدم حرف میزند، وقتی که میتواند سکوت کند.و چرا آدم سکوت میکند، وقتی که حرفها، مشت میکوبند بر جدارهای حنجره.تو مرا میشناسی؟! زبان از من میگریخت. من مردی بودم که زبان را میساخت و گم میکرد.حا...

    ادامه مطلب
  • آنچه تو گفتی/آنچه من گفتم

  • نیلوبلاگ

    هر چه را که تو گرفتی، بهترش را رساندی؛ پس باز هم بگیر هر چه را که میخواهی....

    ادامه مطلب
  • صبح در ساعت

  • نیلوبلاگ

    «من کلمهها را گم کردم!»میشنیدی صدای مردی را که با کلمات از فقدان کلمات میگفت؟!هنوز آیا کلمهیی در جهان هست؟! و صدا میگفت که «نیست!»و کلمه، نیستی را انکار میکرد. انکارها، انگار میشد و جهان در نقش بود.جهان، مجسم میشد و آدم، هنوز واقف نبود....

    ادامه مطلب
  • چرا یوسف اباذری عصبانیست؟!

  • نیلوبلاگ

    اسم #یوسف_اباذری را اوّلبار وقتی شنیدم که با صدای بلند و عصبانی میگفت: «این مردم احمقند! این مردم احمقند»اباذری یا به قول سید جواد طباطبایی، «جامعهشناس شفاهی»، ظاهرن هنوز به اندازهی سال ۹۳ عصبانی...

    ادامه مطلب
  • دورهی چهارم کارگاه دال

  • نیلوبلاگ

    ثبتنام دورهی چهارم کارگاه دال شروع شد.اطلاعات بیشتر را در لینک زیر بخوانید:چهارمین دورهی کارگاه دال...

    ادامه مطلب
  • گواه

  • نیلوبلاگ

    لا تَكْشِفْ عنّا سِتراً سَتَرْتَهُ علي رُؤس الأَشهاد يوم تبليُ اخبار عِبادِك...(صحیفهی سجادیه)که بیگواهیِ تو از جهان گمیم....

    ادامه مطلب
  • مکان در زبان

  • نیلوبلاگ

    کتاب، تا باز نشود و خوانده نشود، کتاب نیست. در چیزی بودن، یعنی از دَرِ چیزی گذشتن. اسمِ کتاب، یعنی درِ کتاب! اسمِ هر چیزی یعنی درِ آن چیز! و چیزی که در نداشته باشد، چهطور درون داشته باشد؟! یعنی درونش فریبی بیش نیست.مرگ، تنها چیزیست که در دارد، ولی درونش را هنوز نمیدانیم که چیست! اگر برای مرگ جوابی پیدا کنیم، آنوقت میتوانیم بگوییم که هرچیزی که در دارد، لاجرم درونی هم دارد!درون کتاب، همهی معناهاست. مرگ بیمعناست؟! زندهگی چی؟!...

    ادامه مطلب
  • جهان در جدل بود، بل بود

  • نیلوبلاگ

    دیدی که همه طعنه زدند، دیدی که چشمشان از خوشی برق زد و جرات اظهار پیدا کردند. من؟! هیچوقت خوشحال نشدم. به این شب قسم، که حتا از زمین خوردنِ دشمن هم شاد نشدم. که با خاک، از خاک گفتم و با سنگ از سنگ. ...

    ادامه مطلب
  • فاصله و باز هم فاصله

  • نیلوبلاگ

    من این روزها همهچیز را در فاصله میبینم؛ از فاصله میبینم. و هربار که به فاصله فکر میکنم، بیشتر وحشت میکنم.پراگمای زبان، یعنی عجز و همینست که زبان را از همهچیز متمایز میکند. ذات زبان، بر فاصله ...

    ادامه مطلب
  • شراب و نمک

  • نیلوبلاگ

    گفت بگو! و نگفت. و آنچه شنیدند، حرفی بود که شنیده نمیشد. من؟ من چراغم در خانههای بیچشم. نه معجزهیی و نه فضلی. تا تو چه میبینی....

    ادامه مطلب
  • دوبار امّا دوباره نه

  • نیلوبلاگ

    ما را با چیزی که قبل ازین امتحان کردی، امتحان نکن؛ که تو میدانی طاقت کمست و ضعف، زیاد. و تو میدانی که آدمی مثل شب، خالیست.اگر نبینی، دیده نمیشویم؛ اگر نخواهی، خواسته نمیشویم.و هنوز امیدواریم!...

    ادامه مطلب
  • حروفیه

  • نیلوبلاگ

    همهی اسرار را در کلمه پیدا میکنی! و سرِّ کلمه را هرگز پیدا نمیکنی.جهان، کلمهست، متنست. و اشیا همه قائم به حروفند.اگر از فاصلهی بین کلمه و شی گذشتی، از همهی حجابها گذشتی....

    ادامه مطلب
  • فاصلهی خطاب و مخاطب

  • نیلوبلاگ

    طاها جان!فاصله، وقتی که با حرف طی شود، میشود نامه. و نیما، وقتی که «حرفهای همسایه» را با وسواس و انضباطِ مخصوصش مینوشت، میخواست فاصلهیی را طی کند. فاصلهیی که بینِ «خطاب» و «مخاطب»ست. نامه برا...

    ادامه مطلب
  • بسطِ جهان در همهچیز

  • نیلوبلاگ

    سحر!دخترم، حالا که بناست بروی و دکتری بخوانی، آن هم در یک رشتهی دور از هنر، باید بدانی که این موضوع هیچ منافاتی با شعر ندارد. مغزهایِ محدود، در یک نقطه دنبالِ زندهگی میگردند، امّا مغزهای بسیط، در...

    ادامه مطلب
  • از من نپرس اسماعیل، که من از او نپرسیدم.

  • نیلوبلاگ

    هنوز گفتن با توهنوز گو با توبه تیغ گفتمولی گلو با تو...

    ادامه مطلب