
هوشنگ چالنگی در این مقاله تلاش کردهایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «هوشنگ چالنگی» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. در مرگ غریب؛ در زندگی غریب....
ادامه مطلب
بهار موضوع «بهار» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی میکنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. تکرار اسمدر غیبتحضور میشود!...
ادامه مطلب
رفیقِ شهید در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «رفیقِ شهید» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. رفیق، شهید است؛ همهی زندگی ما، جستوجوییست برای شهادت؛ که شاهدی داشته باشیم برای زمانی که از دست میرود. باید کسی باشد که شاهد روزهای ما باشد؛ لحظههایی که مثل آبِ بر کفِ دست، میچکند و گم میشوند. رفیق، یقین است. که شک...
ادامه مطلب
جهان، جنگ است اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «جهان، جنگ است» مطلع شوید، این گزارش مهمترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. جهان، جنگ است؛ جنگ را باید آموخت؛ ولی حقبهجانب نباید بود؛ چه موقع زدن و چه موقع خوردن، باید در عمق وجدانمان آگاه باشیم که تمام حق با ما نیست؛ بخشی از حق همیشه با دیگری است؛ جهان، جنگ است. ما برای زدن میر...
ادامه مطلب
تکرار اسم در غیبت حضور میشود!...
ادامه مطلب
داوود به خدا گفت مرا ببخش! امّا خدا داوود را نبخشید تا زمانی که از او انتقام سختی گرفت؛ انتقامی بزرگتر از گناه داوود. آنگاه خشم خدا فروکش کرد. داوود را بخشید و کشت و محبت خود را به نسل او برگرداند.(روایت داوود) بخوانید...
ادامه مطلب
هر چه را که تو گرفتی، بهترش را رساندی؛ پس باز هم بگیر هر چه را که میخواهی....
ادامه مطلب
اسم #یوسف_اباذری را اوّلبار وقتی شنیدم که با صدای بلند و عصبانی میگفت: «این مردم احمقند! این مردم احمقند»اباذری یا به قول سید جواد طباطبایی، «جامعهشناس شفاهی»، ظاهرن هنوز به اندازهی سال ۹۳ عصبانی...
ادامه مطلب
ثبتنام دورهی چهارم کارگاه دال شروع شد.اطلاعات بیشتر را در لینک زیر بخوانید:چهارمین دورهی کارگاه دال...
ادامه مطلب
لا تَكْشِفْ عنّا سِتراً سَتَرْتَهُ علي رُؤس الأَشهاد يوم تبليُ اخبار عِبادِك...(صحیفهی سجادیه)که بیگواهیِ تو از جهان گمیم....
ادامه مطلب
دیدی که همه طعنه زدند، دیدی که چشمشان از خوشی برق زد و جرات اظهار پیدا کردند. من؟! هیچوقت خوشحال نشدم. به این شب قسم، که حتا از زمین خوردنِ دشمن هم شاد نشدم. که با خاک، از خاک گفتم و با سنگ از سنگ. ...
ادامه مطلب
من این روزها همهچیز را در فاصله میبینم؛ از فاصله میبینم. و هربار که به فاصله فکر میکنم، بیشتر وحشت میکنم.پراگمای زبان، یعنی عجز و همینست که زبان را از همهچیز متمایز میکند. ذات زبان، بر فاصله ...
ادامه مطلب
گفت بگو! و نگفت. و آنچه شنیدند، حرفی بود که شنیده نمیشد. من؟ من چراغم در خانههای بیچشم. نه معجزهیی و نه فضلی. تا تو چه میبینی....
ادامه مطلب
ما را با چیزی که قبل ازین امتحان کردی، امتحان نکن؛ که تو میدانی طاقت کمست و ضعف، زیاد. و تو میدانی که آدمی مثل شب، خالیست.اگر نبینی، دیده نمیشویم؛ اگر نخواهی، خواسته نمیشویم.و هنوز امیدواریم!...
ادامه مطلب
همهی اسرار را در کلمه پیدا میکنی! و سرِّ کلمه را هرگز پیدا نمیکنی.جهان، کلمهست، متنست. و اشیا همه قائم به حروفند.اگر از فاصلهی بین کلمه و شی گذشتی، از همهی حجابها گذشتی....
ادامه مطلب
طاها جان!فاصله، وقتی که با حرف طی شود، میشود نامه. و نیما، وقتی که «حرفهای همسایه» را با وسواس و انضباطِ مخصوصش مینوشت، میخواست فاصلهیی را طی کند. فاصلهیی که بینِ «خطاب» و «مخاطب»ست. نامه برا...
ادامه مطلب
هنوز گفتن با توهنوز گو با توبه تیغ گفتمولی گلو با تو...
ادامه مطلب
آصف!گذشته، غیرست و آینده، غیرست. زمان، غیریتست. و ما از هر کجا که به خودمان نگاه کنیم، به دیگری نگاه کردهییم. یعنی همیشه در فاصلهییم، مادامی که در زمانیم، در فاصلهییم.حبّ این مردم به خودشان، از س...
ادامه مطلب
به اندازهی من، چه کسی ماند و با این دَرِ بسته از گشایش گفت؟! شما چه کردید؟ جز اینکه مرا به آنچه که نیستم متصف کردید! چرا؟! چون خواستید که من نباشم! بودتان از که بود؟!هیچ دعایی بیادعا نیست. نفرینی هم نیست. شما چه کردید؟! انکار؟ چرا؟! چون نبوت میخواستید. چون ادعا میخواستید.من، از ضعف شما ملول شدم. شما از ضعفِ دیگری، خشنود! چرا؟ چون در انکار ما بودید تا بودیم. و وقتی نبودیم، حرف ما را از قول خودتان گفتید.من؟ هنوز نفرینی ندارم. هنوز به دوستی شما امیدوارم!...
ادامه مطلب
وصفالحال ابتهاج همان بیتِ خودش است:«نه سایه دارم و نه بر، بیفکنندم و سزاستاگرنه بر درخت تر کسی تبر نمیزند»معالاسف هرچه به عقبهی آقای ابتهاج در ادبیات معاصر نگاه میکنم، نقطهی مثبتی نمیبینم. قس...
ادامه مطلب