ارس

متن مرتبط با «تموم میشه این فاصله» در سایت ارس نوشته شده است

فاصله و باز هم فاصله

  • نیلوبلاگ

    من این روزها همهچیز را در فاصله میبینم؛ از فاصله میبینم. و هربار که به فاصله فکر میکنم، بیشتر وحشت میکنم.پراگمای زبان، یعنی عجز و همینست که زبان را از همهچیز متمایز میکند. ذات زبان، بر فاصله ...

    ادامه مطلب
  • اینجا که منم!

  • نیلوبلاگ

    اینجا که منم، دور نیست.از فاصله آمدم. به چه میفروشی مرا؟به راهی میروم که کسی قبل ازین نرفته. راه مرا میبرد یا من راه را؟!...

    ادامه مطلب
  • فاصلهی خطاب و مخاطب

  • نیلوبلاگ

    طاها جان!فاصله، وقتی که با حرف طی شود، میشود نامه. و نیما، وقتی که «حرفهای همسایه» را با وسواس و انضباطِ مخصوصش مینوشت، میخواست فاصلهیی را طی کند. فاصلهیی که بینِ «خطاب» و «مخاطب»ست. نامه برا...

    ادامه مطلب
  • در فاصله بودن

  • نیلوبلاگ

    آصف!گذشته، غیرست و آینده، غیرست. زمان، غیریتست. و ما از هر کجا که به خودمان نگاه کنیم، به دیگری نگاه کردهییم. یعنی همیشه در فاصلهییم، مادامی که در زمانیم، در فاصلهییم.حبّ این مردم به خودشان، از س...

    ادامه مطلب
  • تفاوتیست در این با آن

  • نیلوبلاگ

    هنوز نه فقط مخاطب، که عمدهی بنویسهای ما هم درک درستی ندارند از تفاوت اندیشه و موضعگیری ژورنال. بین آرت و ژورنالیسم، رابطهیی هست امّا نه رابطهیی محتوایی و موضوعی؛ یعنی هنر، حتا در فرهیختهترین شکل...

    ادامه مطلب
  • اینها را هم بنویس!

  • نیلوبلاگ

    تخت می‌خوابی! زلزله هم برای خودش! زنده ماندن، ارزش توی پارک خوابیدن نداره!...

    ادامه مطلب
  • دنیا همیشه بر یک قرار نیست

  • نیلوبلاگ

    زیبای من! قلب کوچکت را به نوازشهای مهربان و وحشی عشق بسپار... این جاده به انتهای خوشی میرسد... +نوشته شده در جمعه دهم شهریور ۱۳۹۶ساعت19:4&nbsp توسطسید عماد موسوی | ...

    ادامه مطلب
  • اینجایم!

  • نیلوبلاگ

    سید عماد موسویشاعر، روزنامهنگاراُرس همان سرو کوهی است اگر بشناسیاش! درختی که همیشه در کوهستانها تنهاست و تنها درختی که خودکشی میکند! که ارادهی نیستی دارد، همانقدر که در هستی اراده دارد!درختی که تنها میروید، تنها زندگی میکند و تنها با مرگی خودخواسته پایان میپذیرد...اگر بشناسیاش و اگر بشناسیام...!instagram:_emad_mousavitelegram.me/seyedemadmousavi...

    ادامه مطلب
  • اینک جهان، در آستانهی آفرینش است...

  • نیلوبلاگ

    من آفریدم... خودم را، تو را و خیلی از آدمهایی را که میشناسی... با رویاهایی که ساختم... با کلماتی که ادا کردم و با دیوانگی محض؛ با دستهای خالی... من، به تو رویایی دادم که بتوانی با آن زندگی کنی و بمیری... رویایی که آدمهای معمولی، از داشتنش میترسند... من تو را ساختم، تو را از هیچ ساختم و حالا تو،...

    ادامه مطلب
  • این بغض تا کجا کش میاید زیبا؟

  • نیلوبلاگ

    زنی که بیهوا خودش را در آغوشت میاندازد... زنی که عشق را بلد است و زنی که خنده را میشناسند و اشک را کشف کرده است... اینها را از کجا یاد گرفتهای زیبا؟ پس چرا دلم اینقدر گرفته؟ در خوابهای من چه میگذرد؟ بپرس از من... +نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد ۱۳۹۶ساعت8:59 توسطسید عماد موسوی | ...

    ادامه مطلب
  • اینجا دنبال خودت میگردی؟!

  • نیلوبلاگ

    بگرد که پیدا میکنی که پیدا میکنی که پیدا میکنی اگر من بخواهم... ...

    ادامه مطلب
  • تموم میشه!!!

  • نیلوبلاگ

    از یکشنبه تا حالا فقط یک عدد فلافل خوردم! الان تازه یادم اومد که چقدر گرسنهام!!! اگه این کار لعنتی تموم بشه فردا حسابی میخوابم!! خونه شده مثل خونهی ارواح! تنها افتادم و توی این دو سه روز فقط دلستر خوردم و کار کردم! حتی سه بار چای دم کردم و یادم رفت حتی یه لیوان بخورم!! بیا خونه رو تمیز کن معشوق جان!!! ...

    ادامه مطلب