پاییز تهران بیرحم است!
-
تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 20:52
xa0 برای تو که در کابوسهام میخندی: xa0 حالا خیلی چیزها را دارم! اما هنوز زندگیام بر نخ باریک آرزوها میگذرد! کافیست کمی بلغزم، آنوقت تا انتهای این حفره سقوط میکنم؛ و سقوط من تماشایی است! باور کن! تو از کابوسهای من سر در آوردهای و در خوابهام زنی شدهای که شانهی مردی مثل مرا میلرزاند! این را کسی نباید ب...
حتی یادت هم میبرند از یاد...
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 17:18
xa0 مگر مهم است اینکه دیگران فراموشمان کنند یا نه؟! این چه وحشت تاریکی است که فراموشی با خود دارد؟! من فراموش میشوم! فراموش نمیشوم! و چه جان کندن تکراری و مزخرفی! زندگی، تکرار فراموشیهاست... فراموشش کن! xa0
چه شباهت غریبی...
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 20:33
xa0 داری شبیه من میشوی! این را از نگاهت میتوانم بفهمم! یا شاید من دارم شبیه تو میشوم. فرقی هم نمیکند البته! این سودا، سودای امروز و امشب نیست! این سودای هزار و دویست و سی و شش سالهایست که در من حلول کرده! xa0
من کلافه میشوم!
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 20:33
xa0 بعضی وقتها مثل غریبهها حرف میزنی! مثل غریبهها تشکر میکنی و مثل غریبهها خداحافظی میکنی! من کلافه میشوم از این غریبگی!! دیوانه میشوم و هزار بار میمیرم اما تو چیزی نمیفهمی یا خودت را به آن راه میزنی! این جور خستهام نکن! بگذار من علاج دیوانگیهات باشم! xa0 xa0
قوی باش...
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 20:33
xa0 هیچ چیز مهم نیست! هیچ چیز! xa0 xa0
من آدم منتظر ماندن نیستم...
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 20:33
xa0 آدم های کوچک منتظر میمانند، منتظر میمانند تا همه چیز درست شود، تا به خواستههاشان برسند، تا زندگی بهشان روی خوش نشان بدهد و آن روز موهوم فرابرسد! من اما آدم منتظر ماندن نیستم! صبر کردن را دوست ندارم، ترجیح میدهم خراب کنم و از نو همهچیز را بسازم تا اینکه بایستم و با بلاهت به چرخش سنگین این زندگی خ...
نام کوچک من زیباست...
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 20:33
xa0 داشتی اسم مرا مینوشتی... و چه چیزی از این بهتر! لیلای دیوانه! من عددم! من آن عددم که به شماره نمیآیم از نهایت خواستنت... مرا صدا بزن تا معجزه کنم... xa0
تموم میشه!!!
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 20:33
xa0 از یکشنبه تا حالا فقط یک عدد فلافل خوردم! الان تازه یادم اومد که چقدر گرسنهام!!! اگه این کار لعنتی تموم بشه فردا حسابی میخوابم!! خونه شده مثل خونهی ارواح! تنها افتادم و توی این دو سه روز فقط دلستر خوردم و کار کردم! حتی سه بار چای دم کردم و یادم رفت حتی یه لیوان بخورم!! بیا خونه رو تمیز کن معشوق ...
پشهها در آشپزخانه!
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 20:33
xa0 بالاخرررررررررررررررررررره تموم شد!!! الان که تموم شد خوابمم پرید! میرم قدم میزنم! شایدم بدوم!!!!!!!!
امشب حال مرا تو نمیدانی...
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 20:32
xa0 صدای هایده! این بازی آنقدر پیچیده نیست که من نتوانم از پسش بربیایم! خیالت جمع!