
پاییز ۹۶ بهترین پاییز خواهد بود. این را از همین حالا میشود فهمید. +نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۶ساعت14:10  توسطسید عماد موسوی | ...
ادامه مطلب
زیبای من! قلب کوچکت را به نوازشهای مهربان و وحشی عشق بسپار... این جاده به انتهای خوشی میرسد... +نوشته شده در جمعه دهم شهریور ۱۳۹۶ساعت19:4  توسطسید عماد موسوی | ...
ادامه مطلب
درست! قبول! ولی باور کن زندگی ارزشش رو نداره کوچولو... من دیگه حوصله ندارم! راستش گاهی باید بمیری... یعنی تنها کاری که ازت برمیاد همینه که بمیری! تو میخوای منو مجاب کنی که زنده بمونم کوچولو؟ نه! تو خودتم داری به مردن فکر میکنی... من سعی کردم منصرفت کنم! حتی امروز فقط به خاطر تو از خواب بیدار شدم و...
ادامه مطلب
از زندگی بیهوده بترس! از اینکه هر روزت مزهی دیروز داشته باشد! این ناخوشی مثل همهی ناخوشیها موقتی است. ...
ادامه مطلب
برای تو که در کابوسهام میخندی: حالا خیلی چیزها را دارم! اما هنوز زندگیام بر نخ باریک آرزوها میگذرد! کافیست کمی بلغزم، آنوقت تا انتهای این حفره سقوط میکنم؛ و سقوط من تماشایی است! باور کن! تو از کابوسهای من سر در آوردهای و در خوابهام زنی شدهای که شانهی مردی مثل مرا میلرزاند! این را کسی نباید بفهمد و خوبیش همین است که هیچکس نمیتواند بفهمد، حتی اگر سر تکان بدهد به نشان فهم!! فردا که شد، بغضها و تنهاییهات را بریز توی چمدان، بیاور و خالی کن روی سر من! من میایستم و وقتی گریهات شروع شد، بغلت میکنم! این را نه برای تو، که برای خودم ...
ادامه مطلب
از یکشنبه تا حالا فقط یک عدد فلافل خوردم! الان تازه یادم اومد که چقدر گرسنهام!!! اگه این کار لعنتی تموم بشه فردا حسابی میخوابم!! خونه شده مثل خونهی ارواح! تنها افتادم و توی این دو سه روز فقط دلستر خوردم و کار کردم! حتی سه بار چای دم کردم و یادم رفت حتی یه لیوان بخورم!! بیا خونه رو تمیز کن معشوق جان!!! ...
ادامه مطلب