خرید بک لینک
آدم گاهی میترسد بیدلیل! دروغ گفتم زیبا! دروغ گفتم که هیچوقت از هبچچیز نمیترسم! خیلی جاها ترسیدهام! خیلی جاها ته دلم خالی شده و دلهره گرفتهام... هزار شب از فکر و خیال خوابم نبرده!! هزار بار به دیوارها مشت کوبیدم و عاصی شدم...

اما زیبا! نخواستم تو بفهمی... نخواستم تو ببینی... خواستم محکمترین کوه دنیا باشم برایت... خواستم همه چیز را بریزم توی خودم و دم نزنم... اما زیبا! مردت تنهاست... خیلی تنهاست... و گاهی بغضش بی دلیل میشکند از بو کردن گوشهی شالت...

خواستم بدانی که من با وجود همهی این ترسها، خم به ابرو نیاوردهام... و لبخند زدهام و هربار که دلت لرزیده، برای روزگار رجز خواندهام...

خواستم بدانی زیبا!

خواستم بدانی که هر مردی نیاز دارد، بغضش را یک جایی رها کند...

و من بغضم را برای سینهی تو نگه داشتهام...

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم خرداد ۱۳۹۶ساعت 11:52 توسط سید عماد موسوی |

برچسب: نویسنده: اشکان محمدی تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 11:42

صفحه بندی