خرید بک لینک
ببین زیبا! دوباره صبح شده و من نخوابیدهام! انگار منتظر توام که بیایی و دست بکشی روی خستگیهام و قربان صدقهی زخمهام بروی! که بیایی و دلت را رها کنی روی شانههای مردی که بار غربت را به دوش میکشد...

و من پر شوم از زندگی... و بجنگم دوباره برای ماندنت...

زیبای دلتنگم! بخند که صبح توست...

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 6:20 توسط سید عماد موسوی |

برچسب: نویسنده: اشکان محمدی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 9:21

صفحه بندی