خرید بک لینک
دیدی تحمل قهرت را نداشتم؟! و شیرینتر آن بود که تو هم تحمل فاصله را نداشتی...

گنجشک کوچکم! فقط ۲۰ روز از این خرداد نفرینی باقی مانده... و من پر از شوقم برای تابستان... برای روزهایی که به سفر درازمان خواهیم رفت...

از زندگی نترس! از قاعدهها و قانونها تبعیت نکن! حتی سعی نکن آدم خوبی باشی! من، تو را همانطور که هستی دیدم، شناختم و خواستم...

و تو مرا، همینطور دیوانه و آشفته پذیرفتی! عشق مگر جز این است؟ جز اینکه در پایان جستجویی نومیدانه، پیدا کنی و پیدا شوی...

شک نکن که این روزها به سر خواهد آمد... که من نمیگذارم سنگینی این بار، شانههای ظریفت را خسته کند...

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 1:59 توسط سید عماد موسوی |

برچسب: نویسنده: اشکان محمدی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 1:43

صفحه بندی