خرید بک لینک
حتما تو هم بارها از خودت پرسیدهای که با این دنیای پر از عظمت و حقارت، چه باید کرد!

من صدای غمانگیز زمان را میشنوم که هر روز از خویش، دورترمان میکند!

باید تن داد به زندگی زیبای کوچکم! باید پذیرفت که زندگی، مفهوم ناقصی است و تنها با مرگ به کمال میرسد...

اما اوج استیصال در ناامیدی است!

من پذیرفتهام این رنج را... اما امیدوارم به اینکه بسازم... به اینکه در سنگینی فراموشی، آرام شوم و ارادهی زندگی را پس نزنم...

اما گنجشک کوچکم! حرف زدنها بی فایده است! و سکوت، تلخترین داروست...

من سکوت میکنم... و این روزهای ناسزاوار را یکی یکی میگذرانم تا روزهای سزاوارتری را بسازم...

و امیدم به معجزهای است که هیچکس باور ندارد! معجزهای که یک روز از آسمان پایینش میکشم...

ای کاش باور داشتی... ای کاش کمی باور داشتی و ای کاش...

به فکر سفرت باش...

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 23:4 توسط سید عماد موسوی |

برچسب: نویسنده: اشکان محمدی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 1:43

صفحه بندی