مهم نیست حالا کجا ایستادهام؛ حتی مهم نیست امشب چندمین شب این زندگی است! یا چند شب مانده تا آخرین شب!
چیزی از این بیشتر در زندگی وجود ندارد! من خوب و بدش را دیدم و بیشتر از آنچه فکرش را بکنی زندگی کردم! من زندگی کردم و زندگی را دیدم و زشت و زیبایش را داشتم!
حالا کی میتواند به من چیزی بیشتر از این بدهد؟ حالا کی میتواند مجابم کند که چیز بیشتری وجود دارد؟
من آمادهام! به مرگ بگو اگر قدر و اندازهی من است، بیاید! باکی نیست.
برچسب:
نویسنده: اشکان محمدی