خرید بک لینک

دق

من از شرط بستن روی اسب برنده بیزارم؛ چه‌طور می‌شود اسبی را پیدا کرد که حق با اوست؟

ما همیشه دق می‌کنیم. حتّا در لحظه‌ی رخ‌دادن آن‌چه که سال‌ها منتظرش بودیم، باز هم دق می‌کنیم. همیشه یک‌مشت مادرقحبه جلو ما کاشته‌اند که عددشان از ما بیشتر است. چه‌طور به این‌همه آدم بقبولانی که مادرقحبه‌اند؟

ما همیشه دق می‌کنیم. یک‌روز روی صلیب ولمان می‌کنند تا ذره‌ذره کفر بگوییم و بمیریم. یک روز در معابر سنگمان می‌زنند. یک روز در پاریس، کاری می‌کنند که شیر گاز را باز کنیم. هربار به شکلی دقمان می‌دهند. ما آفریده شده‌ایم که یک‌تنه با دنیا بجنگیم و دق کنیم. چه مرگمان است؟

برچسب: نویسنده: اشکان محمدی تاريخ: سه شنبه 16 تير 1405 ساعت: 22:27

صفحه بندی