زندگی کردن، فرد است. مولانا همیشه دلتنگ رجعت است و من همیشه پر از «
شهوتِ رفتن»! دلتنگی، ضعف و خوف است؛ و
رفتن پر از شور و حرارت. امّا
رفتن فرد است. غریب است و رو به سوی غربت دارد.
این خاک، کیمیاست. آدم، گندم نخورد که به خاک بیاید، به خاک آمد تا گندم را بخورد. خاک، زاییدن است. زن است. و شهوتِ رفتن، مهارناشدنی.
برچسب:
نویسنده: اشکان محمدی
تاريخ: شنبه
14 مهر
1397 ساعت: 0:45